لذت می بری! آزار من دیگر برایت مثل نفس کشیدن شده است. مثل سر کشیدن یک لیوان آب خنک من نه برایت خاطره ای خوش را به یاد می آورم نه صدایم تورا می برد به لحظه های خوش با هم بودن نه دلت برای بوی تنم می گیرد نه با شنیدن صدایم نفس کم می آوری از شوق . نه هیچ شده ام! یک تکه آزار که چسبیده ام به روزگار آرام و بی صدایت! نه باران مرا به یاد تو و شوق کودکانه ام می اندازد نه صدای خوردن قطره هایش به شیشه پنجره تو را می برد به یک گریه مشترک توی یک شب بارانی تهران! من چه شده ام لانه کبوتری که کبوتر هایش کوچ کرده اند و لانه هی یاد می بافد و هی یاد گره می زند طوفان باش هو بکش ویرانم کن و خلاص..............................
آب شره می کند از فرق سرم . تنم را با عطر تند و خوش بدن شوهای هندی می شورم کفها حباب می شوند و مرا می برند به راجستان و تالارهای پر از نقاشیش به مغاره های تو در تو و مملو از جنسش به بوی خوش عود به عطر ادویه های تندش به بازار خنک میوه اش دلم سفر می خواهد دوست دارم با خاطره تو سفر کنم و لحظه لحظه ات را نفس بکشم دلم می خواهد با یاد تو غربت را چله بنشینم و غربتم شبیه هیچ غربتی نباشد و تو بازاز من دور باشی و صدایمان پشت سیمهای تلفن از بی کسی بشکند . پا که از حمام بیرون می گذارم سوز دم دم پاییز است و پیراهن صورتی که به طناب است .
دلم برای خیلی چیزها آن ارتباط مشترک تنگ شده است برای بوسه های گاه و بی گاهش برای روزهای به هم تکیه کردنش برای به قول نیلوفر چینهای ملافه اش برای دوش گرفتنهای بی وقتش برای برهنگیش . برای ممنوع بودنش !به رو به رو که نگاه می کنم همه اش دستهای لرزان و دل دل ساده نماندن است که تازه بالغ شده است و ریشش را کف مال می کند که آن دو شوید باد زده را بزند که یعنی من مردی شده ام و چینهای ملافه من هم می تواند روزی نوستالژی تو شود ولی نمی خواهم مزه تلخ قهوه لبهای تو را روی لبهای کس دیگر جا بگزارم. دلم تن داغ و چسبناک تو را می خواهد.
دلم نوشتن می خواست با طعم هلو از این هسته جداها ! دلم نوشتن می خواست با طعم تنهایی با طعم کسی نداند که تو که هستی و هر جه که دلت می خواهد بنویسی دلم نوشتن می خواست با طعم دیگر تو را هم نمی خواهم با طعم دیگر به نبودنت عادت کردم و ابن عادت خوب چیزیست یواش یواش به عادت عادت می کنی و دیگر خلاص مثل آمپوا است اولش یک سوزش خفیف بعد همه چیز هری می ریزد زیر پوستت. دیگر به نبودنت عادت کردم و اگر جای تو بودم سرم را محکم می کوبیدم به دیوار از حسرت که این نوشته ها دیگر نوشته های تو نیست !!!!