نام وبلاگ

 

 
صفحه نخست | آرشیو | تماس با من
امن تر از آرزوهاي من

خود م را تباه كرده ام
تا تو
خانه اي داشته باشي
امن تر از آرزوهاي من
يادت باشد
يادم را جا گذاشتم
روي ميز
تمام سوال هاي اين سالها
هر كه آمد بگو
اين جا كسي بود
كه دلش مي خواست
همه خانه داشته باشند

دانه مپاش
دنبال پناه مي گردم
كجا پنهانت كنم پرنده خسته
كجا؟
تير و توفان
همه جا را نشانه رفته
حتي آغوش مرا


دريا
ماه را
در خود
فرو
مي
برد
تا
پرده از زيباييهاي مرواريد بردارد
و تو
مرا
تا جهان را به گونه اي ديگر بسرايم
در گنج پنهان تو


آسماني از ستاره
رو به روي من است
با اين همه
تاريكم
تاريكتر از ترانه اي
كه از تو
سهمي نبرده است
به كوچه بيا
روشن تر از تو ستاره اي نيست


خراب خواب و لميده بر مبل
سيگارش را دود مي كند
كوهستان عاشق
آن چنان پاك است
كه بي وضو
دست به چشمه هايش نمي برد


هي طواف مي كردي
هي شعر مي خواندي
و كبوتران عاشق را
به عشق يا كريم
دانه مي دادي
و مرا دعا مي كردي
اين جا
دور از تو
من
آواز داوود را زمزمه مي كردم


(مجله نشاني)